تبليغاتX
ذوالنون - یاد تو ...
ای کاش خدا! غرق شوم تا که ببلعد. آن حوت که یونس بر او خلوت دل بود.
اینجا درون خلوت دل یک عبور نیست....
 

 

 

چشمت تمام خاطره ها را ردیف کرد

 باران چکید و صورت من را لطیف کرد

آخرچه بود ؛ چه گذشت از نگاه تو

 شرمم ربود و شیشه یِ اشکم ظریف کرد

یک خواب بود برقِ نگاهت ؛ دو چشمِ مست

 از من حیا گرفت و نرگسِ مَستَم عفیف کرد

زلفت شکست از من و این دستهای من

چون شاخه ها ی سُست ِ صنوبرنحیف کرد

این صبحدم که پیامی ز کوُی توست

 می سوزدم هر آینه دل را قطیف* کرد

امشب گذشت ولیکن عزیز ِ من

نامت دوباره قافیه ها را ردیف کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*   قطیف :  کفن 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 22:40  توسط م.ف(یونس)  |